تبليغاتX
اســـکالپل - اللهم انی اسألک من بهائک بأبهاه
روز نوشت‌های یک آناتومیست نیم بند

اگر تا یک دقیقه دیگر نتوانی بگویی جمله بالا یعنی چه با همین مفاتیح که 3 کیلو وزنش است می‌کوبم توی سرت!!! بگو حالا... یکجوری هم بگو که بفهمم آ ! ترجمه‌اش را به فارسی نمی‌خواهم آ ! می‌خواهم به من که در حال لُمباندن (!) آخرین لقمه‌های سحری باید با یک گوشم به این دعای زیبایی که جزو اسرار آل محمد (ع) است گوش بدهم و یک گوشم هم با مجری برنامه تو باشد که راه براه می‌آید وسط این کلام شریف و اعلام می‌کند چند ثانیه دیگر وقت دارم تا این لقمه‌ کله گربه‌ای را که توی دهانم است قبل از الف ِ "الله اکبر" اذان بدهم پایین، تفهیم کنی که امام باقر (ع) با این جمله دقیقاً از خدا چه می‌خواهد؟ طوری بگو که صاف حالی شوم آ. مثل اینکه وقتی می‌گویی هزار تومان پول می‌خواهی من حالی می‌شوم که دقیقاً چه می‌خواهی!! بلد نیستی؟! ایرادی ندارد. اقلاً اینرا بگو یعنی چه "اللهم انی اسألک من جمالک بأجمله". نمی‌توانی؟ آهان! فهمیدم. این با پول فرق دارد! آفرین!! خب تفهیم شدم، دیگر توضیح نده. فقط توی آن ذهن خلاقت "تجسم" کن که وقتی امام (علیه السلام) جمال خدا را می‌خواهد آنهم "همه" جمالش را، وجود شریفش دقیقاً به چه چیزی و چه مقدار حاجت پیدا کرده است؟ "جمال خدا" را تجسم کردی؟ "همه"‌اش را؟! نتوانستی؟ سخت است؟! اشکالی ندارد. خب، همه "جلال" خدا را تجسم کن! همه‌اش را ها!! همه "عظمت" خدا را... همه "نور" خدا... همه "مُلک" خدا... سخت شد؟!! اصلاً همه "مُلک" خدا را خواستن یعنی چه؟! همه "شرف" خدا را خواستن چطور؟! به "همه" شرف خدا کسی احتیاج پیدا کرده باشد دقیقاً یعنی به چه چیزی و چه مقدار احتیاج پیدا کرده؟! سخت است فهمیدنش؟!! تجسم کردنش هم سخت است؟!! آفرین!

هویج! غیر ممکن است تجسمش!!

این دعا حتی یک کلمه طلب مغفرت یا نِعَم یا جنّت یا خلاصی از نار و امثال اینها ندارد. حتی صلوات هم ندارد. از غیر خدا نه صحبتی در آن است و نه طلبی جز خود خدا. آنوقت برداشته‌ای این دعا را که حتی تجسم حاجت‌هایی که در بند بند آن از خدا طلب شده غیر ممکن است و فقط خود طلب کننده می‌داند که حاجتش چیست و چه می‌خواهد از خدا، وقت سحر برای من از تلویزیون پخش می‌کنی که چه چیزی را ثابت کنی؟! نه، توضیح بده می‌خواهم بدانم منظورت چیست؟! می‌خواهی مردم تکرار کنند با تو؟ بشنوند و معنویت برشان دارد؟! سخت نگیرم؟! من شرمنده‌ام. من وقتی یقه تلویزیون را بچسبم خیلی نامرد می‌شوم. تازگی هم چاقو (اسکالپل) دارم توی جیبم!!! آدم! یک ربع به اذان که این دعا را پخش می‌کنی، مردم بیکار که نیستند! یا دارند سر سفره غر می‌زنند، یا دارند تند تند آخرین لقمه‌هایشان را با فشار انگشت فرو می‌کنند توی حلقشان یا اصلاً سحری را با خیال تخت و بدون عجله خورده‌اند و سیخی میخی برداشته‌اند و دارند دندانهایشان را خلال می‌کنند یا دارند سفره را جمع می‌کنند یا تازه از خواب پریده‌اند و گیج و منگ تلویزیون را روشن کرده‌اند و اعصابشان خط خطی است. اصلاً بگو ببینم خودت یک ربع قبل از اذان توی استدیو داری چکار می‌کنی؟! می‌خواهم بدانم خودت گوش می‌دهی به این دعایی که داری پخشش می‌کنی؟ خب برادر من، داری جفا می‌کنی در حق کلام زیبای امام (ع). داری در حد یک میان‌برنامه تلویزیونی یا موسیقی متن ِ سفره مردم، نازلش می‌کنی. چرا موسیقی متن درست می‌کنی از این دعای نابی که بر زبان مبارک انسان کاملی مثل امام باقر (علیه السلام) جاری شده؟ مفاتیح ما کم است، جا دارد این تلویزیون‌مان را روی سرت خورد کنم!!

نتیجه اخلاقی: اهالی تلویزیون ببخشند من مجبورم این را بگویم. از جفاهایی که در حق ادعیه مأثوره ائمه (ع) و معارفشان شده یکی هم افتادن آنها دست تلویزیون است! اصلاً بعضی از این دعاها مثل همین دعای شریف سحر با نوشته شدن در مفاتیح و کتابهای مشابه، بقول اهل باطن لو رفته‌اند. اسرارند سر تا پا. ولی کاش فقط لو می‌رفتند و مردم برای زیبائیش یا ثوابش آنها را می‌خواندند و نمی‌فهمیدند اما دستمایه آب بندی یک برنامه تلویزیونی سحری نمی‌شدند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 23:31  توسط اسکالپل  |